مدیریت ایرانی!

دوستی از ایران این تصویر رو فرستد برای یکی از دوستام. او هم لطف کرد فرستاد برای من و من هم می گذارمش در این جا که شما هم لذت ببرید
آیا به نظر شما٬ بهتر از این می شود « مدیریت ایرانی» را تصویر کرد؟
2
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 2:28  توسط کیانوش نوشین
|
این دفعه مدال نقره گرفتیم.... حیف!
واقعا باید به سیاست پرادازن ایرانی تبریک و تهنیت گفت که پس ا زمدال طلائی که در شماره قربانیان جاده ها در جهان به دست آوردند٬ الان روشن شده است که در میان کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا بعد از عراق که در آن سگ صاحبش را نمی شناسد٬ بیشترین میزان
تورم را دارد. من یکی که خیلی دارد به من بر می خورد. حالا که توانستیم کشور برادرافغانستان را در این بازی شکست بدهیم و نرخ تورم بیشتری داشته باشیم٬چرا این آقایان کاری نکرده اند که تورم ما ا زعراق بیشتر باشد! به واقع٬ این عدم توفیق در دست یابی به یک مدال طلای دیگر٬ سرشکستگی ندارد؟
2
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 1:39  توسط کیانوش نوشین
|
آقای خامنه ای و سوفیا لورن:
درسایت ها خوانده ام که ایراد گرفته اند چرا رضا زاده پس از قهرمان شدن و هنگام دریافت مدال٬ چند بار عکس آقای خامنه ای را به روی سر گذاشت! من که علت این ایراد را نمی فهمم. انتظار داشتید که عکس سوفیا لورن را روی سرش بگذارد!
2
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 1:30  توسط کیانوش نوشین
|
گرمسلمانی از این است که....
رفته بودم تو این سایت، دیدم نویسنده اش که کلی هم ادعا دارد، از جمله اظهار فرمایش کرده است که : « بارها دیده ام و شنیده ام که مردانی که خود را فمینیست میدانند از اینکه از طرف گروهی از زنان به آنان اهانت میشود شکایت میکنند. اما دلیل این شکایت را نمیفهمم.»
من که نمی دانم منظور این خانم از این فرمایش چیست؟ ولی نکته این است که کسانی چون همین نویسنده، برا ین گمان باطل اندر باطل اند که چون دیگران به ایشان و امثال ایشان اهانت می کنند پس ایشان هم حق دارند در پوشش « آزادی» به هر کس که دلشان می خواهد اهانت کنند که مکرردرمکرر در نوشته هایشان می کنند و اگر هم کسی به ایشان اعتراض کند، خودشان به این روشنی اعتراف کرده اند که دلیل اش را نمی فهمند....
والله چی بگم! خانم. من فکر می کنم تا زنان و جنبش زنان، دوستانی چون شما دارند، باور کنید به دشمن نیازی ندارند!
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 12:47  توسط کیانوش نوشین
|
در باره آقای احمدی نژاد
سایت انصارنیوز با اشاره به نطق دکتر احمدی نژاد در باره « محو کردن اسرائیل» مقاله ای تحت عنوان «جهان اسلام و ظهور سربازي تازه نفس» منتشر کرد. به آن چه که نوشته اند کار ندارم چون یا نویسنده در این کره خاکی زندگی نمی کند یا بقیه ما، ولی نکته این است که « جهان اسلام» اتفاقا، سرباز و آدمهای خود و دیگران کش کم ندارد. آن چه که کم دارد سیاستمدار دنیادیده و باتجربه است. ای کاش به جای « سربازی تازه نفس»، سیاستمداری آشنا به زمانه « ظهور» پیدا می کرد!
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 0:52  توسط کیانوش نوشین
|
هرچه که اجباری شود بداست.
اگر این
مطلب را نخوانده اید حتما سری بزنید و بخوانید. این نوشته کوتاه در باره چادر است. نویسنده محترم در نظر نمی گیرد که آن چه که در پیوند با پوشش زنان درایران غلط است نه شکل وشمایل این پوشش٬ بلکه بی تعارف فضولی آقایان و احتمالا خانمها٬ در اجباری کردن شیوه خاصی از لباس پوشیدن است. یعنی اگر می خواهیم در این آباد شده به جائی برسیم٬ لازمه اش نه این گونه شمشیر کشیدن بر علیه بایدها و نبایدها- بلکه پذیرش این اصل ابتدائی است که زنان و مردان ایرانی باید در تعیین پوشش خود از این گونه مداخلات آزاد باشند. یعنی پوشش انسان مقوله ای کاملا شخصی است و افراد در تعیین آن البته که از هفتاد دولت و ملت آزاداند. نه دولت حق فضولی دارد و نه متولیان « اخلاق». به قول امام راحل « خوف دارم» که اگر کسانی چون همین نویسنده محترم و تعدادی از مدافعان مواضع او در ایران به قدرت برسند٬ با این شیوه نگرش٬ آن وقت بی حجابی در ایران «اجباری» می شود. نه این که نگران از دست رفتن « ناموس» باشم. به هیچ وجه. ولی با اجباری کردن آن و هرپوشش دیگری صددرصد مخالفم. به نظر من٬ هرچه در حوزه های شخصی مان٬ معیارهای اجتماعی نگذاریم و شرایطی فراهم کنیم که افراد بدون مداخله دیگران- می خواهد هر کی باشد- به آزادی عمل کنند برای خودمان بهتر است.
راستی شما٬ چی فکر می کنید؟
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 1:27  توسط کیانوش نوشین
|
درباره الفبای سیاست!
درخیلی ازسایت ها می بینم که نویسندگان درباره تعویض چند سفیر از جمله سفیر ایران در انگلیس داد سخن داده اند وهرکس به فراخور حال٬ این حرکت دولت را تعبیر و تفسیر کرده است. من به واقع نمی دانم چرا مسایل را این گونه می بینیم؟ انتخابات مخدوشی صورت گرفته و آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسیده است. از این نکته که بگذریم- چون مد نظر من نیست- فعلا ایشان طبق « قوانین» فعلی ایران رئیس جمهور هستند. اینکه بنده دوست ندارم چنین آدمی رئیس جمهور باشد یک مسئله است ولی این که ایشان فعلا تا ۳.۵ سال دیگر در این مقام هستند یک نکته دیگر. در همه جای دنیا وقتی این چنین می شود- یعنی یکی به ریاست جمهوری می رسد- رئیس جمهور جدید به اصطلاح « آدمهای خودش» را می آورد٬ خوب این بابا هم در ایران دارد همین کار را می کند! ایراددرچیست؟ به سخن دیگر٬ درست هم همین است تا همه اجزای « دولت» بتوانند سیاست همگون داشته باشند. ولی در میان ما ایرانی ها٬ همه چیز ظاهرا معنای دیگری می دهد. در سایتی دیدم یکی از « کودتا» حرف می زند! لاالله الا الله! آخر کوتاه بر علیه کی! ظاهرا در میان ما مثل این که این عبارات هیچ معنای پذیرفته شده ای ندارند. همین جور دیمی٬ به هر تعبیری که خواستیم استفاده می کنیم و بعد شکوه می کنیم چرا از مسایل سردر نمی آوریم؟
شما را به حضرت عباس اگر خواستید کامنت بگذارید از مخدوش بودن انتخابات بگذرید چون به این پست ناقابل بنده ربط ندارد.
باقی بقایتان
2
نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 1:28  توسط کیانوش نوشین
|
مشکل ما چیست؟ چرا این طوری هستیم؟
هیچ دقت کرده اید که درمیان ما ایرانی ها٬ وقتی یکی از باوری دست می کشد٬ فکر می کند برای این که دگردیسی اش تکمیل شود باید به ضد آن چه که بود دگرسان شود! یارو تا دیروز نمازش را به موقع می خواند و روزه اش را می گرفت و حالا به هر دلیلی٬ دیگر باورهای مذهبی ندارد. فکر می کند باید با توهین و فحاشی به شخصیت های دینی و ائمه زندگی اش را بگذراند. اون بابا تا دیروز چنان چپ می زد که اصلا خودش « ماتریالیسم دیالکتیک» بود. حالا به « راه راست» هدایت شده و از این باور ها دست بر داشته است. خوب باشد. در جوامعی که اندکی به قرن بیستم- هزاره سوم پیشکش- قدم گذاشته اند این مسئله اول و آخر دنیا نیست. ولی در میان ما٬ ایرانی ها٬ شماری از چپ های سابق فکر می کنند برای این که با گذشته خویش ببرند حالا دیگر باید فاشیست بشوند! حرف هائی می زنند که عقل آدم حیران می ماند. علت چیست٬ نمی دانم. ولی به حدس و گمان می گویم که ما در این خصوص هنوز « نو باوه ایم». رشد نکرده ایم. هنوز از این بیماری تاریخی مان عذاب می کشیم که دنیا را سیاه و سفید می بیند. ما اگر چپ نباشیم٬ باید ضد چپ بشویم. اگر مذهبی نیستیم٬ باید ضد مذهب باشیم.... به عبارت دیگر٬ ظاهرا در هیچ موردی حد وسط نداریم. البته منظورم از حد وسط این نیست که « چوخ بختیار» باشیم. به هیچ وجه. ولی٬ آیا به راستی خیلی دشوار است که در ضمن این که به اعتقادات خویش عمل می کنیم٬ برای باورهای دیگران هم اندکی احترام قائل بشویم و فکر نکنیم که همه چیز را می توان با تهمت و افترا و ناسزا حل کرد.
۶۰۰۰ سال است این طوری رفتار کرده ایم! آیا کافی نیست؟ یعنی شما می فرمائید که ما نیاز داریم هنوز « تجربه» کنیم؟
من فکر نمی کنم. شما چطور؟
2
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 1:48  توسط کیانوش نوشین
|
چرا فمینیست های ما، مردستیز به نظر می آیند؟
یکی از دوستان انترنتی من همیشه شکوه دارد که هروقت که از حق وحقوق زنان سخن می گوید، دیگران و عمدتا مردان او را به زن ستیزی متهم می کنند. من به مواضع این دوست محترم نمی پردازم ولی فکر می کنم که اگر بخش عمده گناه به گردن مردان باشد، زنان هم در این میان بی تقصیر نیستند. از جمله دلایلی که می توانم عرض کنم این که فمینیسم درایران حتی از سوی مدافعانش هم بسیار غلط درک شده است. یعنی وقتی شما در نوشته های این دوستان فمینیست دقیق می شوید هیچ مشکل و مصیبتی بر سر زنان نمی آید که خودشان هم اندکی در آن تقصیر داشته باشند. هر چه هست و نیست، تمام اش تقصیرش به گردن مردان است. یا به شکل دیگری بگویم، شما چند تا نوشته خوانده اید که در آن زنان از زنان انتقاد کرده باشند! همین که کسی با دیدگاهشان موافق نباشد- مثل مواردی که در این کنفرانس های سالانه پیش می آید- برسر هم داد و بیداد می کنند ولی در غیر این مورد، انتقاد از زن در نوشته های فمینیست ما حالت کیمیا پیدا کرده است. البته بگویم که اگرچه این دیدگاه - یعنی مسئولیت بیشتر مردها- به مقدار زیادی درست است ولی ندیدن نقش زنان در آن چه که برسرشان می آید، نمی تواند درست باشد. یعنی می خواهم بگویم که این مشکلی که هست حتی اگربخش عمده گناهش به گردن مردان باشد، بخشی از آن به عهده خود زنان است. حتی اگر مردان ما هم خانه تکانی ذهنی بکنند، ولی تا زنان هم خانه تکانی ذهنی نکنند، که این مشکل حل نمی شود. آیا شما کسی را می شناسید که در میان فامیلان خویش، زوجی را نشناسد که در آن مرد، ستم کشیده و زن، هم مسئولیت گریز و ولخرج و حتی نامهربان نباشد! آیا خود شما از خانمها نشنیدید که وقتی از آنها به خاطر اتلاف پول به خاطر جواهر آلات و یا لباس های گران قیمت انتقاد می کنید، به شما می گویند که ما با شما مردها تفاوت داریم!
بهتر است تمام کنم....
2
نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 2:12  توسط کیانوش نوشین
|