تبليغاتX
یادداشتهائی از سربی حوصلگی
یادداشتهائی از سربی حوصلگی
فرهنگی/اجتماعی
خواجه در فکر بند تنبان است!
با سقوط هواپیمای دوم در طول یک ماه٬ روشن شد که یک مشکل جدی و اساسی در ناوگان سفر هوائی مملکت وجود دارد. یعنی هواپیماهایش کهنه و فرسوده اند- مخصوصا اگر خوانده باشید که این آخری به علت از دست دادن هر دو موتور سقوط کرد-. از طرف دیگر٬ می دانیم که پدیده خیابان خوابی هم ره وبه گسترش است وحتی کسانی که خیابان خواب اند بخشی مدارک دانشگاهی هم دارند. نظام آموزشی بطور کلی تعریفی ندارد و همین طور نظام بهداشتی. از جاده ها- بهتر است اسمش را دقیق بگویم٬ قتل گاه ها- دیگر چیزی نگویم بهتر است.

آن وقت٬ این مجلس نکبتی هفتم به و اقع در فکر بند تنبان است.....

2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 13:14  توسط کیانوش نوشین  | 

جان انسان!!
این عکس را در سایت بازتاب دیدم٬ نوشته زیرش توجهم را جلب کرد:

این هم عبارتی است که بازتاب زیر این عکس نوشته است:

«رحيم صفوي، شهيد احمد كاظمي
شهيد حاج حسين خرازي، شهيد بقايي، محسن رضايي، شهيد حسن باقري»

نمی دانم چه تعداد عکس از این نوع داریم؟

ولی چرا جان انسان در این آباد شده٬ این همه بی قدر وارزش شده است؟

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 13:51  توسط کیانوش نوشین  | 

بهشت زیر پای خواهران"مجاهد" است!!!
آقای حشمت الله طبرزدی مقاله مبسوطی نوشته است تحت عنوان: « سخنی با برادران مجاهد»٬ حرفهای بدی نمی زند ولی نمی دانم چرا آقای طبرزدی با « خواهران مجاهدش» قهر است! تکلیف آنها در این گفتگو چه می شود؟
2 نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 4:41  توسط کیانوش نوشین  | 

صلوات انترنتی!
نمی دانم از کجا شروع کنم؟ چه جوری بنویسم که به خواننده این وبلاگ بر نخورد. من مرض که ندارم که بخواهم به کسی بی حرمتی بکنم! ولی حالم  دارد از ایرانی بودن بهم می خورد. من نمی دانم چرا این قدر گیج و منگیم؟ ما را چه می شود؟ کی مارا نفرین کرده است که این طوری شده ایم؟ در وبلاگی دیده ام که یارو کلی به ایران و ایرانی بد و بیراه گفته بعد  در باره مراسم شب یلدا قلمفرسائی کرده است! یکی دیگر که به فارسی قلم می زند می گوید که حوصله ایرانی ها را ندارم و می روم با دوستان آلمانی ام شب کریسمس را جشن بگیرم. خوب برو. مگه برای تو دعوت نامه فرستادیم! این دیگه چیه که در باره اش قلم می زنی؟ آن دیگری از انترنت استفاده می کنه وقتی به وبلاگش سر می زنی حتی به تو « خیرمقدم» هم می گه ولی اضافه می کنه « صلوات یادت نره» همین که از وبلاگ می آئی بیرون باز همان پیام ظاهر می شه که « صلوات که یادت نرفته»! صلوات انترنتی دیگه نمی دونم چه جور چیزیه!

قربون هادی جان خرسندی برم که تکه ای دارهه ذکرش بی مناسبت نیس. هادی می گه که در سفرهای بیشماری که به اقصا نقاط عالم داشته و برای ایرانی ها برنامه اجرا کرده  از این جماعت دو روایت شنیده است.

- ما در محل زندگی مان با ایرونی ها زیاد تماس نداریم چون نمی تونیم تحملشون کنیم.

- آخ کی می شه که حکومت کنونی ایران سرنگون بشه که بتونیم به آرزویمون برسیم و برگردیم ایرون!

می دونین هادی چی می گه؟

راستی: حضرات می دونین یا نه که ایرون پراز ایرونیه ها! اگر ایرونی ها را نمی تونین تحمل کنین٬ آن جا چه می کنین؟

من نمی دونم چه جوابی دارن؟ شما چی؟ فعلا یک صلوات انترنتی بفرستین تا بعد!

2 نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 3:22  توسط کیانوش نوشین  | 

یک نکته!

گفت شنیدی که مصطفی پورمحمدی وزیر کشور از كاهش پنج تا ‪ ۱۵درصدي ناهنجاريهاي‌ اجتماعي در سه ماه گذشته در كشور خبر داد و گفت:

«سرقت، سرقت مسلحانه، آدم ربايي، تجاوز، توزيع مواد مخدر، شرارت و اعمال منجر به هنجارشكني، در اين مدت كاهش يافته است».

گفتم تعجب نمی کنم!

گفت تو اصلا معلومه چی می گی!

گفتم آره: آخه بعضی از سردمداران این کارها تو ایرون به پست و مقام رسیدن. یاوزیر شدن و یا استاندار و یا فرماندار. و فعلا وقت ندارن که مثل سابق از این کارها بکنند....

2 نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 23:34  توسط کیانوش نوشین  |