البته بگویم و بگذرم که من فقط به دو تا مطلبی که در سایت اخبار روز منتشر کرده اند اشاره کرده ام والی اگر به سایت خودشان سر بزنید که تا زمان ظهور آقام حضرت امام زمان٬ جمع بندی٬ و گزارش٬ نامه فدایت شوم٬ وبرنامه های گوناگون دارید که مطالعه کنید وارشاد بشوید. البته شدیدا توصیه می کنم که بدون کلاه خود و زره وارد این سایت نشوید! در ضمن٬ حتما یک پوزه بند خیلی موثر هم با خودتان داشته باشید چون بعضی از مطالب خودی آن قدر در این سایت مانده که الان دیگر٬ بویش هم در آمده است و لازم است که از دماغتان محافظت بکنید. راجع به مطالب غیر خودی این نگرانی وجود ندارد چون معمولا خیلی سریع و زود به زود برش می دارند. با این همه٬ تو این فکرم که اگر این « لائیک ها» چند سال دیگر هم فعالیت بکنند٬ آن وقت برای جمع بندی فعالیت های خویش لابدباید کتاب چند جلدی بنویسند!
من که بخیل نیستم! انشاالله بنویسند.
نمی دانم چه بگویم! ولی وبلاگ نویسان محترم٬ آزادی این نیست که هرکس هر غطی دلش خواست بکند. در همین جوامع مدرن و غربی که بنده و امثال بنده در آن زندگی می کنیم٬ حد وحدود آزادی تعریف شده است. نمی شود در پوشش آزادی به کسی افترابست! یا نمی شود در باره قتل عام کلیمی ها کاریکاتور کشید.... و خیلی چیزهای دیگر. نمی دانم ما کی یاد می گیریم که مثل آدمهای این عصر وزمانه رفتار بکنیم! آزادی در هیچ کجا و در هیچ دوره ای بی حد وحصر نیست. بیهوده خود و دیگران را پی نخود سیاه نفرستید. اگر چه هر چه آزادی بیشتر٬ بهتر ولی سرحد آزادی احترام به عقاید و دیدگاههای دیگران است.
من اگرچه حمله به سفارت خانه ها و سوزاندن پرچم کشورها را به شدت ترین وجه محکوم می کنیم ولی به همان شدت هم اقدام روزنامه های غربی را در انتشار این کاریکاتورها محکوم کرده و زشت می دانم. به خاطر فیلترینگ اینترنت و بگیر و ببند های دیگر در ایران هم٬ دعا می کنم خداوند تبارک وتعالی به این جمهوری عوضی اسلامی هم مرگ بدهد که شاید ما راحت بشویم.
"توهین به محمد مصطفی زمانی است که تحت رهبری شما در ایرانی با ٤٥ میلیارد دلار درآمد نفتی، میلیونها جوان مسلمان و مسلمان زاده در چنبرهی اعتیاد و فساد و بیکاری پرپر میشوند و جان میکنند. توهین به او زمانی است که دختران ایرانی، مسلمان زادههایی که در فشار فقر و بدبختی، هزار هزار به تن فروشی و روسپیگری تن میدهند تا از گرسنگی نمیرند...
اسائه ادب به پیامبر وقتی است که هزاران نویسنده و دانشجو و روزنامهنگارِ آزاده را به جرم کوچکترین انتقاد و اعتراضی در زندان زیرِ بند و شکنجه میپوسانید و میکٌشید..."
چرا می گویم اپوزیسیون دبش!
برای این که این بابا٬ باو جود تجربه ای که در این ۲۷ سال کرده ایم هنوز دارد می گوید اگر« اسلام درست و حسابی» بیاید سرکار٬ همه چیز درست می شود! نه فساد خواهیم داشت! نه بیکاری! نه تن فروشی! نه سرکوب!
برو بابا جان: خداروزی ات را جای دیگر حواله بده.... برو بابا جان.... بگذار حبسی مان را بکشیم! تو دیگه چه جور اپوزیسیونی هستی! توکه از اقای محسن رضائی هم کمتر اپوزیسیونی که!
عجب گیری افتاده ایم این آخر عمری!!!
«سخنران مراسم که با موج سنگ پرانی حضار مواجه شده بود، چندین بار از تجمع کنندگان خواست سنگ پرتاب نکنند ولی وقتی با بی توجهی جمعیت مواجه شد، گفت:" طبقه اول مغازه مردم است، به آن آسیبی نرسانید، ولی در مورد طبقه دوم و سوم(محل سفارت) به تکلیف شرعی خود عمل کنید!"»
آیا کسی هست جواب بدهد چرا نزدیک به ۵ ماه طول کشید تا این مسلمانانان غیور این گونه عصبانی بشوند؟ .واقعیت این است که این کاریکاتورها در ماه سپتامبر ۲۰۰۵ منتشر شده بودند و الان هم فوریه ۲۰۰۶ است!!
آیا شما با کارهائی که دراعتراض به انتشار این کاریکاتورها می شود موافق اید؟ ( سوزاندن پرچم٬ یورش به سفارت٬ خانه ها تهدید به قتل و گردن زدن٬ تهدید به فعالیت های تروریستی مثل ۱۱سپتامبر و ۷ ژوئیه)
به نظر شما٬ آیا این کارهائی که شده است به نفع اسلام است یا به ضرر آن؟
نظر شما در باره این کاریکاتورها چیست؟
«هادي ساعي، بهترين تكواندوكار جهان در سال 2005 روز گذشته در پي اعتراض خود به سياست هاي غلط برخي كشورها مبني بر غير صلح آميز دانستن انرژي هسته اي ايران، راهي آلمان شد تا با ورزشكاران ملي اين كشور در اين خصوص وارد مذاكره شود. »
اولا این جناب ساعی به غیر از تکواندو٬ چه کاره اند که بروند و درباره انرژی هسته ای ایران مذاکره کنند؟
ثانیا٬ حالا که به آلمان رفته اند به جای مذاکره با دولت آلمان چرا فقط با ورزشکاران آلمانی مذاکره می کنند؟
ثالثا٬ حالا که قرار است ورزشکاران ایران برای مذاکره در باره مسایل بین المللی به ماموریت بروند پیشنهاد می کنم آقای رضا زاده را برای مذاکره به چین بفرستیم. یک قهرمان بوکس هم برای مذاکره با جک استروا به لندن برود که اگر استروا یا بلیر قبول نکردند بزند درب و داعان شان بکند. قهرمان پرش بانیزه را برای مذاکره به امریکا بفرستیم که اگر راهش ندادند و یا خواستند ببرندش به زندان شان در کوبا٬ خودش را برساند به فلوریدا و از آن جا یک جفتی بپرد به هاوانا و برود پیش رفیق فیدل کاسترو. قهرمان دو صد متر ایران را هم برای مذاکره به مصر بفرستید که اگر هوا پس شد٬ بتواند زود در برود. اقای دائی هم برای مذاکره در باره حجاج به عربستان سعودی سفر کند و اگر در این ماموریت ناموفق ماند خودش را برساند به قطر و با یکی ازباشگاههای آن جا برای خودش یک قرارداد ببندد.
رابعا٬ حالا که این مسایل بین المللی به وسیله ورزشکاران حل شد آقای احمدی نژاد به همراه آقای متکی بروند قم دست بوس آقای مصباح یزدی و بعد سری به آقای مشکینی بزنند تا در جریان آخرین فکس و ایمیل و تلگراف امام دوازدهم که معمولا به دفتر آقای مشکینی می رسد قرار بگیرند.
من ولی حرفم این است که من یکی با سلاح- هر نوع سلاحی٬ از شمشیر وگرز گرفته تا بمب اتمی مخالفم. نه فقط جمهوری اسلامی نباید بمب اتمی داشته باشد بلکه پاکستان٬ اسرائیل و هند هم در منطقه غلط می کنند بمب اتمی دارند. باید برای خلع سلاح اتمی در سرتاسر جهان خودمان را سازمان دهی بکنیم. نه این که درپوشش دلایلی شکمی خواهان گسترش این سلاح های مرگبار بشویم. به یاداین دوستان می آوریم کسانی که تصمیم گرفته بودند تا هیروشیما و ناکازاکی را با خاک یک سان کنند نیز نه ملا بودند ونه ملا زاده و حکومتی دموکراتیک هم داشتند. لطفا٬ دوستان٬ سفسطه نکنید. پس٬
برای خلع سلاح اتمی در سرتاسر جهان خودرا سازمان دهی کنیم.
این اطلاعیه به دست من رسیده است که برای اطلاع دیگران منتشرش می کنم. کیانوش
نویسنده ی جوانی به نام «الهام افروتن» به دلیل انتشار یک مقاله ی طنز سیاسی، در معرض شکنجه و در خطر مرگ قرار گرفته است. اتهام او نوشتن مقاله ای به نام به نام «مبارزه با ایدز حکومتی را علنی کنیم» در یک روزنامه ی محلی به نام «تمدن هرمزگان» است که به مدیر مسئولی یکی از راهیافته گان به مجلس رژیم اسلامی در استان هرمزگان منتشر می شود.
الهام افروتن در این مقاله آیت الله خمینی را به ایدز تشبیه کرده است که در سال 57 از فرانسه به ایران منتقل شد، او لاجوردی ها و و خلخالی ها زا به عنوان ناقلان اولیه ی بیماری معرفی نموده و و مراکز تجمع کنونی بیماری را سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و قوه ی قضائیه و نمود عینی بیماری را محمود احمدی نژاد معرفی کرده است.
او او در این مقاله خاتمی را به آنتی ویروسی تشبیه کرده که علاوه بر عدم توانایی در نابودی بیماری، در تکثیر این بیماری نقش عمده ای ایفا نموده است.
الهام افروتن از اعضاء اصلی انجمن داستان نویسان شهر بندرعباس بوده و جامعه ی ادبی شهر بندرعباس به توانایی های ادبی او اعتقاد دارند. چند تن از اعضاء این انجمن در نامه ای خطاب به مریم هوله و پایگاه ادبی «مانیها» خواستار اطلاع رسانی درباره ی وضعیت او شده اند. این نویسنده ی جوان هم اکنون در بازداشتگاه های اطلاعات استان هرمزگان به سر می برد و ظواهر امر نشان می دهد که جریانات حکومتی سعی در حذف بی سروصدای او دارند.
با توجه به این که مسئولیت نشریه ای که اقدام به انتشار مقاله ی مورد نظر نموده است، برعهده ی یکی از راهیافته گان مجلس رژیم اسلامی ایران است، این شخص و جریاناتی که او را مورد حمایت قرار می دهند، با حذف این نویسنده ی جوان سعی در بازسازی چهره ی این راهیافته و نشریه ی او دارند و در مقابل هر گونه تلاش برای نجات او مقاله ی او را «غیر قابل دفاع» می نامند.
گمنامی این نویسنده ی جوان و عدم اطلاع رسانی درباره ی وضعیت او می تواند دست حکومت ایران و عوامل آن را برای هر گونه جنایت و سپس سرپوش گذاشتن بر آن باز خواهد گذاشت و هم چنان که بر هیچ کس پوشیده نیست، رژیم حاکم بر ایران در این گونه جنایات، پرونده ی سیاهی دارد و به عنوان مثال جنایتی که در مورد خانم زهرا کاظمی صورت گرفت، به لطف تابعیت کانادایی ایشان و بازتاب خوب رسانه ای همیشه در اذهان باقی خواهد ماند. در صورتی که خانم کاظمی حتی بر طبق قوانین ؤزیم ایران نیز هیچ جرمی مرتکب نشده بود و حتی برای دستگیری او م هیچ توجیهی وجود نداشت. یادآوری این خاطزه ی تلخ؛ شدت خطری که این نویسنده ی جوان را تهدید می کند، روشن تر می کند. عدم اطلاع رسانی در این مورد می تواند به مرگ فجیع یک انسان زیر شکنجه منجر شود، هیچ انسانی نباید به خاطر آراء و عقایدش مورد شکنجه قرار گیرد، زندانی یا کشته شود و موافقت یا مخالفت ما با آراء و نظریاتش نباید باعث شود که در برابر آزار و قتل او که تجاوز به حقوق تمامی انسانها است، سکوت کنیم. همین دلیل از تمامی رسانه ها، انجمن های دفاع از حقوق بشر، دفاع از روزنامه نگاران، دفاع از زندانیان سیاسی، انجمن های دفاع از حقوق زنان، فعالین سیاسی و تمامی انسانهای آزاده و آزاداندیش و تمامی کسانی که برای آزادی بیان و اندیشه مبارزه می کنند و آن را محترم می شناسند، فارغ از تمام موضع گیری های سیاسی و ... تقاضا می کنیم برای نجات این نویسنده ی جوان از مرگی تلخ و دردناک نجات دهید.
انتشار این خبر حتی در یک وبلاگ بیشتر هم می تواند عامل بازدارنده ای دربرابر این تجاوز باشد، پیشاپیش دستان همه ی شما را که به یاری او برمیخیزید، می بوسیم.
با احترام و عشق
هومن عزیزی و مریم هوله
www.maniha.com
در باره این نکته٬ شما چی فکر می کنید؟
شما را به همان دو دست بریده ابوالفضل٬ اندر فواید ازدواج با یک دختر ۹ ساله - سن ازدواج دختر درشریعت اسلامی- کنفرانس « علمی» نگذارید که همه کودک آزاران جهانی به ایران خواهند آمد. نئونازی ها که دارند می آیند٬ کودک آزاران که خواهند آمد٬ فقط می ماند مای ایرانی که نمی دانیم از دست شما٬ به کدام جهنمی باید پناهنده بشویم؟
می دانم در دوروبرم از این جانوران هستند ولی خداکند که زیاد نباشند که حتما نیستند.
با این جانوران چه می شود کرد؟
نمی دانم. شما می دانید آیا؟
با این همه٬ مگر این که خدا خودش رحم کند!