تبليغاتX
یادداشتهائی از سربی حوصلگی
یادداشتهائی از سربی حوصلگی
فرهنگی/اجتماعی
کابوس من...
خوب الحمدالله.... نمردیم و « هسته ای» هم شدیم! و این گونه که آقای احمدی نژاد در مشهد فرمودند به « حق مسلم مان» هم رسیدیم!  حالا مانده که آژانس نماینده بفرستد به ایران که ببینند ما غرض مرض نداریم و فقط می خواهیم برای منظورهای صلح آمیز از « انرژی اتمی» استفاده کنیم. نمی دانم مردم شریف ایران در این باره چه فکر می کنند!  ولی خودم حداقل می دانم که چی فکر می کنم. فرض کنیم که جمهوری اسلامی هیچ خیال ندارد که در کنار « انرژی هسته ای» بمب هسته ای هم داشته باشد و همان گونه که می گویند هدف استفاده صلح آمیز است. ولی بگویم و بگذرم که درکشوری مثل ایران٬ چرا به جای انرژی هسته ای به دنبال انرژی خورشیدی نیستند؟ هم ارزان تر در می آید و هم سالمتر و بی خطر تر است. انرژی هسته ای٬ اگر همه هزینه ها در نظر گرفته شود٬ از نظر اقتصادی منطق اش می لنگد و بد جوری هم می لنگد. به سخن دیگر٬ گران در می آید. دو تا مشکل کوچک دارد. با فضولات اتمی چه کار باید بکنیم؟ در ضمن٬ آیا هیچ در نظر گرفته اند که اگر خدای ناکرده٬ حادثه ای از قماش چرنیبیل در ایران اتفاق بیفتد٬ مسئولیت اش با کیست؟ باور کنید که ۲۰ سال از این حادثه گذشته است ولی هنوز مردم از بیماری های ناشناخته در آن منطقه می میرند!

دروغ چرا! نه احساس غرور می کنم ونه خوشحالم. فقط می دانم که امشب٬ سخت تر از شبهای دیگر خواهم خوابید و به احتمال زیاد هم تا صبح چند بار از کابوس هائی که خواهم داشت از خواب خواهم پرید...

خدا کند که این ها فقط در کابوس های من باشد!

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 2:8  توسط کیانوش نوشین  | 

آبجی کاندولیزا....حق بوق ما را لطفا فراموش نفرمائید!!!
داشتم بخشی از مصاحبه آقای داریوش همایون را می خواندم. من که نمی فهمم مغز ما ایرانی ها چه اشکالی دارد٬ چون اون قدیما این جوری نبودیم. رادیو آلمان نظر همایون را در باره احتمال موفقیت مذاکرات ایران و امریکا می پرسد و نظر همایون این است که این مذاکرات موفق نمی شود- حرفی نیست این نظر ایشان است ولی بعد که می رسد به زمینه این مذاکرات٬ یک مرتبه همایون تا سطح جانی دالر یا حتی آگاکریستی صعود می کند و یک داستان پلیسی ساز می کند که «بهرحال آمریکایی‌ها از طرف خود عراقی‌ها زیر فشار بودند که یک فکری برای مداخلات ایران بکنند. جمهوری اسلامی هم عوامل خودش در عراق را  تشویق کرد که این پیشنهاد را بکنند تا دری به روی آمریکا باز بکند». این طور که همایون می گوید آنکه در این وضعیت از خود اختیاری ندارد امریکائی ها هستند که یا بازیچه دست عراقی ها شده اند و یا این که به ساز عوامل ایران در عراق می رقصند و از آن مهم تر٬ جمهوری اسلامی  احتمالا در یک برنامه ریزی دقیق این کار را کرده است که با امریکا مذاکره کند! به نظر من این کار جناب همایون به واقع « کودکانه کردن سیاست» است نه تحلیل. البته اندکی که پیشتر می رویم التماس دعای شان روشن می شود که اگر بخواهم به فارسی لاتی ایرانی ترجمه کنم خلاصه اش این می شود که

« آبجی کاندولیزا.... نوکرتیم.... حق بوق مارو رد کن دیگه....»

بفرمائید این هم اصل فرمایش آقای همایون: «از نظر ما راه حل آرمانی این است که جمهوری اسلامی برنامه اتمی را تعطیل بکند و آمریکایی‌ها هم به مخالفان رژیم، یعنی به نیروهای آزادیخواه در ایران [ یعنی بنده و چند تای دیگر که معرف حضورتان هستند: ک.ن] هر کمکی که می‌توانند، اعم از کمک سیاسی، دیپلماتیک و حتا اگر می‌شود، مالی به خانواده‌های زندانیان و اعتصابیان بکند»

( همه جا را من برجسته کرده ام)

2 نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 0:59  توسط کیانوش نوشین  | 

در مملکت گل وبلبل و اخلاق....
هیچ دقت کرده اید یکی از با ثواب ترین کارهائی که می شود این سالها در ایران کرد این که آدم راه برود به مارکس ومارکسیستها فحش و بدوبیراه بگوید. حسن اش علاوه براجر دنیوی٬ این است که در روز محشر هم سوار بر یک نفرشتر دو کوهانه از پل صراط رد شده به بهشت می روید! نگاه کنید به اینجا بعد می بینید که آدم پرمدعائی هم می رود و کامنت می گذارد که : «سلام. وای چقدر هيجان انگيز بود اين جمله. روز من را ساخت». آخه نمیری تو بلا.... تو که خودت خیلی « هیجان انگیزی» ورپریده! بعد همان آقای هیجان انگیز همین جمله « هیجان انگیز» را می گذارد توی وبلاگ شخصی اش و بعد می بینی که آدمهای هیجان انگیز دیگری هم پیدا می شوند و یواش یواش کل قضیه روشن می شود:« جالبتر اينكه بعد از آزمايش آنهم نه روي موشها بلكه روي انسانها هنوز طرفدار دارد». واه! واه! چه بد!

خوب شما فکر می کنید که اگر این جماعت به قدرت برسند چه می کنند؟ هیچی چیکار می خواستید بکنند؟ برای این که آن چه را که به این راحتی « غلط» است باعث « گمراهی» بیشتر بشر نشود یکی این که:

ـ ممنوع اش می کنیم.

- اگر هم چنان بودند کسانی که به راه راست هدایت نشدند٬ البته که در مذهب نجات بخش خودمان: « امر به معروف و نهی از منکر» را از ما که نگرفته اند! به کمک اعدام و شلاق همه را به راه راست هدایت می کنیم.... یعنی چی که « هنوز طرفدار دارد».... این قبیج نیست!

پانوشت: واقعا خیلی مسخره است. نسل شان را از ریشه در آورده ایم ولی نمی دانیم چرا حیا نمی کنند! یعنی چی که هنوز « طرفداردارد»......[بخشی ازپیام « امام» خمینی است که وسیله خلخالی به موبایل آیت الله مشگینی تکست شد ودراختیار خبرگزاری ها قرار گرفت] 

2 نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 8:30  توسط کیانوش نوشین  | 

یک سئوال ویک دنیا تمنا!

من از دوستان مسلمان و غیر مسلمان یک سئوال دارم که امیدوارم لطف کرده به این کمترین جواب بدهند:

چرا در جمهوری اسلامی دروغ گفتن اشکالی ندارد و در هر فرصتی که پیش بیاید، حضرات دروغ تحویل مردم می دهند؟

تازه ترین نمونه ای که من دیده ام این عبارت وزیر علوم تحقیقات و فنآوری است که « برای فعالیتهای سیاسی دانشجویان هیچ محدودیتی قائل نشده‌ایم»

البته اندکی که جلوتر می رویم روشن می شود که ایشان برخلاف تهمت اولیه بنده « دروغ نمی فرمایند» بلکه، ضمن شعارهای قشنگ دادن، درس شان را خوب بلدند، یعنی، «انتقاد،حق دانشجویان است و نقادی‌های منصفانه كمكی موثر برای برطرف كردن مشكلات دولت و اصلاح كارها است» این بخش شعاری فرمایش ایشان، و بعد،« ضمن آن كه انتقاد باید سالم و با شیوه درست خود انجام شود.»

حالا خر بیاور وباقلا بار کن. پیدا کنید « انتقاد سالم» و « شیوه درست» را !

یعنی هرچه را که قاضی مرتضوی دوست نداشته باشد می شود هم « انتقاد ناسالم » و از آن مهم تر، « شیوه اش» هم نادرست می شود.

اگر غیر از این بود که این همه دانشجو و روزنامه نگار را که نمی شد « بدون دلیل» به زندان انداخت! من به جای ایشان توصیه می کنم که دانشجویان از « سرنوشت گنجی» یاد بگیرند هم « انتقاد ناسالم» نکنند و هم این که « شیوه نادرست» بکار نگیرند که جمهوری اسلامی « مجبور» شود آنها را با صرف بیت المال مسلمین به زندان بیندازد!

السلام علیکم و رحمته الله برکاته....

2 نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 15:14  توسط کیانوش نوشین  |