تبليغاتX
یادداشتهائی از سربی حوصلگی
یادداشتهائی از سربی حوصلگی
فرهنگی/اجتماعی
گنجی و دوستی خاله خرسه
مدتی است چیزی ننوشته ام نه این که چیزی نبود که درباره اش بنویسم بلکه این قدر مسئله بود که نمی دانستم درباره کدام می توان نوشت. در این یک ماه گذشته بخش عمده ای از نوشته های وبلاگ های فارسی درباره آقای اکبر گنجی بود وفراخوانی که داده بود برای اعتراض به سیاست های جمهوری اسلامی. بخش عمده ای از این نوشته ها برای من به طور ترس آوری نگران کننده بود. نگران کننده بود چون نشان می داد که ما هنوز درس های مان را یاد نگرفته ایم. نگران کننده بود چون اغلب این دوستان با گذشت ۲۸ سال هنوز سازمان سرکوب این حاکمیت را نمی شناسند. نگران کننده بود چون نگاهی به سئوالاتی که از گنجی شد و البته که او به شماری جواب نداد کاملا نشان می داد که پرسش کنندگان-اگرچه به آنها بگوئی فشارخونشان بالا می رود- ولی از گنجی انتظار یک منجی را دارند و او را « رهبر» می خواهند. وقتی به گنجی ایراد می گیرند که چرا در حمایت از هم جنسگرائی حرف نزده است و یا از او در باره آزادی مذاهب در ایران می پرسند- آخرآقای گنجی چکاره است که باید به این پرسش ها جواب بدهد؟ شماری ازاو می خواهند که اگر آقای بوش اورا به حضور طلبید به دست بوس او برود- و آفرین بر گنجی که تا این لحظه به این دوستان روی خوش نشان نداده است- آخر گنجی به عنوان کسی که درکل نزدیک به ۷ سال درزندان بوده و تازه مدت زمان زیادی نیست که توانسته به قول معروف پایش را دراز کند آخر او را به کاخ سفید چیکار؟ مگر این که دوستان در ذهنیت خویش شکل وشمایل یک انقلاب « مخملین» را تصویر کرده و گنجی را به پست و مقام هم رسانده اند. من ولی دوست تر دارم که گنجی هم چنان زبان سخنگوی روزنامه نگاری مسئولانه درایران باشد.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 22:4  توسط کیانوش نوشین  |