مبارزه کلیه ای با استکبار.....
نمی دانم
این مطلب را خوانده اید یا نه؟ اگر نخوانده اید که حتما بخوانید. من نمی دانم این جماعت کیان اند و از کجای این کره خاکی آمده اند! آقای صادق شهبازی دبیر « جنبش عدالت خواه دانشجوی» از تعیین جایزه یک میلیون دلاری برای ترور حسنی مبارک خبر داده است! نه دولت فخیمه به صادق خان گفته است که از این شکرها نخورد و نه هیچ یک از سیاست مردان ما به قباحت چنین کاری اشاره کرده اند. آن وقت نمی دانم جای چه شکوه ای باقی می ماند وقتی که با پاسپورت ایرانی سفر می کنیم وحتی سوراخ ماتحت ما را هم می گردندو همه مارا « تروریست» می خوانند! سند و شاهد از این بهتر!
گریه آور این که این مردک صادق شهبازی افزوده است که «برخی دانشجویان اعلام آمادگی كردهاند كه برای افزایش مبلغ جایزه حاضر به فروش كلیههایشان هستند». نمی دانم اوج افلاس را می بینید! یارو فکر می کند که خیلی انقلابی است! حاضر است کلیه اش را بفروشد تا بتواند پول بیشتری به یک قاتل بپردازد! بعید نمی دانم که ازمیان همین « کلیه فروشان» احتمالی بیایند این جا و گردوخاک کنند که نویسنده این وبلاگ عضو سازمان اطلاعات مخفی مصر است و از حسنی مبارک حقوق می گیرد و یا سرش به ماتحت صیهونیست ها بسته است و از این تهمت هائی که معمولا برای خفه کردن هرصدای مخالفی می زنند. ولی مبارزه واقعی با همه نادرستی ها با این تظاهرات دروغین و ریا کاری علنی زمین تا آسمان تفاوت دارد.
حالا بماند که نمی دانم این دانشجویان کلیه فروش و خیلی « انقلابی» جواب آقای احمدی نژاد را چه می دهند که گفته بود اگر همین مردک حسنی مبارک موافقت کند ۲۴ ساعته در قاهره سفارت جمهوری اسلامی را راه اندازی می کنیم!
2
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 20:3  توسط کیانوش نوشین
|
عجب دنیای خرتوخری شده است! از حقوق بشر حرف می زنند ولی جنایت برعلیه بشر ساکن غزه را مشاهده می کنند و دم بر نمی آورند!از آن طرف درایران هم می بینم حالا که راه غزه بسته شده استُ از وزیر ووکیل همه می خواهند به غزه بروند و تازه مدعی عملیات استشهادی هم هستند! نمی دانم درآن ماهها و سالهائی که راه غزه باز بود چرا هیچ کدام از این پهلوان پنبه ها داوطلب نشده بودند! از طرف دیگر دراغلب سایت های دولتی گزارش های تصویری مفصلی می بینم از تظاهرات دانشجویان- که حداقل شماری از آنها یا جوان تر از آن هستند که دانشجو باشند و یاپیرتر- که نمی دانم این جماعت مگر کار وزندگی و درس و مشق ندارند. یکی دو متری چلوار به خودشان بسته اند که یعنی مثلا حاضرند خودشان را به کشتن بدهند!
نمی دانم در خیایان های تهران از این کارها کردن به واقع یعنی چی!
2
نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 3:2  توسط کیانوش نوشین
|